ماهنامه محله

ماهنامه محله شهیدآباد وزرگنده



نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥

نشریه محله به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی و تغییر رویه فعالیت موسسه مکتب الشهدا در سال 1390 مانند سال قبل بصورت ماهیانه منتشر نخواهد شد.

شاید به مناسبتی به شکل یک ویژه نامه منتشر گردد

و این به احتمال بسیار زیاد پیام خدا حافظی این رسانه فرهنگی اجتماعی با خوانندگان خود می باشد.

یاعلی.








نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧

فصل تابستان بهترین فرصت برای جوانان و نوجوانان است تا فارغ از هرگونه دغدغه تحصیلی به تفریح و علاقمندیهای خود بپردازند. در این ایام ارائه الگوی مناسب با روحیات جوانان و نوجوانان بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد؛ یعنی در شرایطی که یک نوجوان با فراغ بال به پیگیری فعالیتهای مورد علاقه خود می‌پردازد به راحتی می‌توان در قالب فعالیتهای موردعلاقه او شخصیت سالم را دروجودش شکل داد.

در جامعه‌ای مانند جمهوری اسلامی ایران که ملاک  رسیدن انسان به تعالی و سعادت است و تحقق آن تنها با ترویج فرهنگ ناب محمدی شکل خواهد گرفت، نقش بسیار مهم مساجد و گروههای فرهنگی - مذهبی در چنین ایامی برجسته‌تر به نظر می‌رسید.

در سالهای نه چندان دور همه مساجد در فصل تابستان اقدام به برگزاری کلاسهای تابستانی و دوره‌های فرهنگی تفریحی می‌نمودند. البته باید گفت که کیفیت فعالیتهای مساجد به نسبت توانایی‌های نیروی‌ انسانی فعال در آن باهم متفاوت بود که در نهایت و با یک نگاه کلی به واسطه رجوع و جذب قشر جوان در مساجد می‌توانستیم بگوییم حداقل‌های ممکن در این دوره ها بدست آمده است.

اما آنچه ما را بر این داشت تا این مطلب را بنویسیم نواختن زنگ بیداری و بیان هشداری است برای مردم و افراد دلسوز محل تا توجه بیشتری به پیرامون خود داشته باشند و در دام مشکلاتی که در آینده خانواده‌ها، محله و در نهایت جامعه را درگیر خود خواهد کردگرفتار نشوند.

نسل سوم انقلاب که دوران نوجوانی و جوانی خود را بیشتر به واسطه برگزاری کلاسهای تابستانی در مساجد گذرانده است و خمیر مایه‌ی آن در یک نهاد دینی شکل گرفته است امروز در مقابله با شبیخون فرهنگی و پاسخگویی شبهات و... با مشکل مواجه است به سختی می‌تواند از دام گروههای مختلف بهایی، شیطان پرستی و... فرارکند. این امر نشان می‌دهد شکل‌گیری دوره‌های مفهومی و اعتقادی (در ایام تابستان و تعطیلات) برای نوجوانان امروز که فردا با دریای خروشان اطلاعات ضد دینی روبرو خواهند شد از اوجب واجبات است و نباید تنها به حداقل‌های کلاسهای تابستانی درمساجد (یعنی‌جذب نوجوان در مساجد) کفایت کنیم.

اما نکته نگران کننده این است که نه تنها کلاسها و دورهای تابستانی مساجد به سمت مفهومی شدن و بالا بردن کیفی خود حرکت نمی‌کند بلکه کمییت آن نیز کاسته شده است. شما با یک آمارگیری در سطح محل متوجه می شوید  تنها 50درصد مساجد از این ظرفیت استفاده می‌کنند وشور اشتیاق این جریان اصیل کاهش یافته است.

در کنار عدم استفاده ظرفیت‌های محله برای دوره‌های تابستانی که هیچگونه توجه‌ی به آن نمی‌شود باید به یک نکته مهم دیگر نیز اشاره نمود، تعداد مساجدی هم که اکنون طرح‌های تابستانی را اجرا می‌کنند متاسفانه هرگز از عنصر تبلیغات استفاده نکرده اند و بجز یک یا دو مورد نمی‌توان به موارد تبلیغاتی جهت حضور نوجوانان در مساجد اشاره کرد، این امر درحالی است که تیم‌های بهاییت، شیطان پرستی، شرکتهای هرمی و گروههای ضد دین در قالب تورهای تفریحی، کلاسهای ورزشی، یوگا و... بایک برنامه‌ریزی منسجم در حال دور کردن جوانان از مساجد هستند. این کم کاری‌ها که به واسطه  کم توجهی و کم‌کاری خانواده‌ها، مسئولین محلی و قشر عادی جامعه شکل میگیرد را نمی توان به گردن دولت انداخت و ادامه این روند آتشی در جان خودمان خواهد انداخت.








نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧

رمضان هم سکوت قرآن را نشکست!!

وقتی قرآن‌ها کنار خانه و کتابخانه ها خاک می‌خورد!، وقتی فقط برای استخاره دنبال قرآن می‌گردیم!،

وقتی وجود قرآن را به عنوان یکی از واجبات سفره عقد می‌دانیم!،

وقتی کتابخانه مساجد باید قرآن‌هایی یک شکل و هم قد داشته باشد!،

وقتی به بچه‌ای که سرگرم بازی کودکانه است می‌گوییم به قرآن دست نزن!،

وقتی صدای قرآن را می‌شنویم و می‌گوییم چه کسی فوت کرده است!

و هزاران وقت دیگر از این اوقات غفلت انگیز را که تجربه‌ ‌کنیم، تازه می‌رسیم به ماه رمضان تا شاید کمی از این فاصله‌های ما با قرآن کم شود.

در این ماه کمتر کسی هست که دست به قرآن نبرد و از قرائت آن غافلت کند، و به نظر نمی‌رسد لازم باشد تا از  ثواب چند برابری قرائت قرآن در این ماه حرفی به میان آوریم تا مطلب از حوصله خارج شود. ولی در این شرایط که مردم به قرآن روجوع می‌کنند برعکس کسی نیست تا یاریشان کند برای اُنس گرفتن بیشتر با قرآن!!

حالا کمتر می‌بینیم مثل محرم همه هیات‌ها پرچم بی‌آویزند و پوستر رنگی بزنند که بیایید ما می‌خواهیم قرآن بخوانیم و قرآن بدانیم، حالا کمتر می‌بینیم مسجدی دنبال خریدن «اکو» و «باندی» قوی‌تر باشد برای برگزاری مراسمی گرانقدر در تجلیل از قرآن، تا به حال ندیدیم کسی نزول قرآن را جشن بگیرد، تا بحال ندیدم کسی از دستیابی به کیمیای معرفت شادی کند، کسی نیست برای معجزه‌ی بی‌بدیل‌خاتم الانبیا تولد بگیرد و در این جشن مردم را سیراب کند از قرائت و قواعد ظاهری و باطنی قرآن.

حالا همه دنبال سیر کردن شکمهایی هستند که فقط چند ساعت گرسنه مانده‌اند، و کسی برای قلب‌های بیمار دنبال دوایی نمی‌گردند، آری چون صدای غرش شکم بلندتر از صدای طپش قلب است و آن فریاد می‌زند در حالیکه این می‌طپد، و ما عادت داریم اول جواب کسی را بدهیم که فریاد می‌زند!

آیا توقع زیادی است که در این محله جلساتی باشد تا مردم در جوار قرآن بنشینند و از آن بهرمند شوند؟،

آیا توقع زیادی است که محافل مختلف جزء خوانی قرآن، تفسیر قرآن و یا تجوید قرآن در مساجد مختلف پررنگتر و با نشاط تر از سایر ایام سال به چشم بخورد؟،

 آیا کار سختی بود که از اهالی هر مسجد یک نفر می‌آمد و در گروهی متمرکز تقسیم کاری صورت می‌گرفت تا حداقل هر مسجد یک فعالیت قرآنی را پوشش دهد و اهالی محل از قرائت، تجوید، تفسیر و... قرآن در این ماه بهرمند می‌شدند؟!.

همه مساجد هرشب یک صفحه قرآن می‌خوانند و حداکثر تلاش در ماه رمضان این است که همه مساجد هر روز یک جزء قرآن  بخوانند (که البته این هم در همه مساجد نیست) و دیگر هیچ...

مثلاً توقع زیادی است که دارالقرآن مسجد امیرالمومنین حداقل در ماه رمضان بیشتر از ایام سال به چشم بیاید؟ هر چند برپایی محفل انس با قرآن توسط این مسجد قبل از ماه مبارک رمضان جای تقدیر وتشکر فراوان دارد ولی باید گفت که آیا این تمام توان یک محله است در خدمت به قرآن؟!؟ یعنی هیچ کس دیگر نباید قدمی بردارد؟ و ریشه این غفلت چیست؟

چرا مردم را پای صوت شیوایی از قرآن نمی‌نشانید قبل از اینکه واعظ برمنبر بنشیند؟

یا چرا به جای دعوت از یک سخنران سنواتی از یک قاری دعوت نمی‌کنید تا قرآن را به جان مردم برساند؟

نکند ما ذیل آیه‌ی از قرآن قرار بگیریم که رسول خدا از ما شکایت کند!(1)

و چه زیبا گفت رهبر عزیزمان که: قرآن مثل باران است. اگر دل شما سرزمین مستعدی باشد نفوذ می‌کند. خودتان را آماده کنید. دلتان را در برابر بارش باران قرار دهید. قرآن در اعماق دلتان نفوذ می‌کند.

---------

1- و قال الرسول یا رب ان قومى‏اتخذوا هذا القرآن مهجورا» (سوره فرقان، آیه‏30) پیامبر گفت: پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند و از آن فاصله گرفتند.




کلمات کلیدی :قرآن و کلمات کلیدی :سکوت و کلمات کلیدی :مساجد و کلمات کلیدی :قرائت قرآن




نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧

سرمقاله – مهدی محمدی

کوچکتر از حالا که بودیم، یادم هست برای برپایی یک ایستگاه صلواتی، نمایشگاه، انتشار نشریه، برگزاری یک یادواره، چراغانی محله و یا هر کار کوچک و بزرگی که به ذهن شما می‌رسد و در حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی باشد همیشه با یک مسئله روبرو می‌شدیم آن هم گزینه‌ای بود با عنوان هزینه یا بودجه!

یک سوال همیشه در ذهن بچه‌های مسجد نقش می‌بست: پولش را از کجا بیاوریم؟ چقدر هزینه دارد؟!

و بایک دنیا«آه...» خیال پردازی می‌کردیم که اگر پول داشتیم چه طرحی اجرا می‌کردیم...

و در نهایت با آنچه در دست بود بهترین کار ممکن برنامه‌ریزی و اجرا می‌شد.

این اتفاقات ساده در دوران نوجوانی موجب شده بود که همیشه به این موضوع فکر کنیم که، باید آنچنان در شغل و فعالیت اقتصادی خود تلاش کنیم و موفق باشیم که بعدها نوجوانان فعال در این عرصه را هیچگاه در مقابل بن بستی به عنوان مشکلات مالی مشاهده نکنیم تا ذهن خلاق آنها تنها در مسیر بهتر اجرا شدن برنامه‌ها بکار گرفته شود.

این روزگار گذشت و دست روزگار مارا از انجام امور فرهنگی جدا نکرد تا به فکر رونق جیب‌مان باشیم و لذا همچنان اندرخم کوچه نداری خود باقی ماندیم، ولی در مقابل اتفاق دیگری رخ داد عجیب، و صد البته عجیب‌تر از آنچه فکر می‌کردیم!!؛

اتفاقی که رخ داد  این بود که: تا دیروز مشکل، دستیابی به منابع مالی بود و پولی نیاز بود برای انجام کاری، ولی امروز کاری نیاز است برای خرج کردن پولی!

تازه دارم می فهمم گذشت؛ آن روزگاری که کارها به دنبال پولها می‌دویدند و پولها فراری بودند از کارها؛ آن زمان فکر می‌کردیم کاسه‌ها خالی بود و دست‌ها دراز، غافل از آنکه این جملات برداشت ناقص ما بود از زمانه و واقعیت این بود که ظرفها بزرگ بود و داشته‌های دنیا برای پرکردن ظرف‌ها کم.

روزگار گذشت، و این گذشت روزگار، کارگردان‌ها را زیر بار رسیدن به ثروت و پول نابود کرد.

این گذشت روزگار، پول را با خودآورد، ولی زمانی آمد که کارگردان‌ها دنبال پول رفته بودند.

امروز پول هست، کار هست، ولی کارگردان‌ها پولدار شده اند و دست به جیب ایستاده‌اند تا کارگرها کار کنند، غافل از اینکه اکر کارگردان خود دست به کار نباشد کار زار می‌شود.

و عرصه جهاد در روزگار می‌تواند کارگرها و کارگردان‌هایی را پرورش دهد بی‌مانند(1). و جاهلانه است اگر فکر کنیم شهادت تنها در جهاد اصغر شکل می‌گیرد و جهاد اکبر شهید ندارد.

ما دنبال پول نرفتیم (البته خدا خوب می‌داند که اگر می‌رفتیم شناگر خوبی بودیم برای زیرآبی رفتن و توجیه کردن واجب و مستحب و فرار از خرج کردن پول در راه دین)، اما آنهایی که رفتند و به پول رسیدند همه خود اعتراف می‌کنند از پول کندن و به کارگردان دادن سخت است. و چه بسا همان کارگران و کارگردان‌هایی که روزی در مساجد برای اسلام روی پرده می‌رفت، امروز آنقدر پولدار شده‌اند که برایشان زشت است کار فرهنگی کنند و یا آنقدر به دنبال بدست آوردن پول برای انجام کارهای فرهنگی رفته‌اند که نمی‌بینند دیگر کسی نیست با پولشان کار کند!!

روزگار می‌گذرد و این گذشت روزگار است که چهره‌ها را عوض می‌کند، وچه آرزوی پوچی بود که در ابتدا گفتیم برویم دنبال پول برای کارفرهنگی، نگو این دام شیطان بوده است و بلای جان فرهنگی؛

ساده ترین چیزی که می‌توانی رویش حساب کنی امروز، پول است!

و سهل‌ترین چیزی که کمبودش در جامعه به وضوح دیده می‌شود کار است!

و البته آنچه یافت می نشود کارگر و کارگردان!

در این ماه می‌خواهم از خداوند تقاضا کنم ما را هدایت کند، نه به آنچه دوست داریم، بلکه به آنچه صلاح ماست.

- پانوشت:

کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند، (سوره توبه – آیه20)